علیرضا بازارگان

مکانی برای جمع آوری نوشتارهای پراکنده

علیرضا بازارگان

مکانی برای جمع آوری نوشتارهای پراکنده

نوشتارهایم پراکنده شده بود، بدین جهت، بر آن شدم که مکانی برای گردآوری آن چه لازم به حفظ می دانم درست کنم.

اولین نوشتار این مجموعه

دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۲، ۰۲:۰۳ ب.ظ

به نام خدا

در سال های اخیر، نوشتارهای متعددی داشته ام که متاسفانه در بعضی از موارد پراکنده شده اند و دسترسی به آن ها سخت و یا غیر ممکن شده است. آدمیزاد همواره در حال تحول و پخته شدن است. این فرایند بالغ شدن -که به نظر من با بلوغ جسمی نه تنها تمام نمی شود، بلکه شاید تازه شروع می شود- برای من مهم است. دیدنِ دیگران و همچنین با توجه در حالت های شخصی خود، آدم متوجه می شود که این فرایند چه تغییراتی به همراه می آورد و چگونه انسان شکل می گیرد. حیرت آور است. آدم چشم به هم می زند و پس از گذر چند سال، متوجه می شود که چه قدر با گذشته ی خود متفاوت است. و البته چه اصولی همواره در او ثابت مانده اند. شاید اصول را بتوان به همین نحو شناسایی کرد. می توان آن چه پس از سال ها تغییرات در عوامل دیگر ثابت می ماند را یک اصل نامید.

خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کند.

این مجموعه را شروع کرده ام، تا شاید بتوانم برگه هایی از زندگی ام که در حال گذر است را در مکانی گردآوری کنم. تفاوت این مجموعه با وبلاگ های قبلی این خواهد بود که در اینجا فقط از ذکر مسائل جانبی خودداری خواهم کرد و فقط نوشتارهای مهم تر را انعکاس خواهم داد. البته نمی شود آینده را پیشبینی کرد، ولی در حال حاضر تصمیم دارم نوشتارهایی که دوست می دارم در آینده بتوانم به آن ها دوباره مراجعه کنم را در این مجموعه نگهداری کنم.

علیرضا بازارگان

ساعت 15:32 روز سه شنبه 16 مهرماه

دهه ی اول ماه مبارک ذی الحجه 1392

آزمایشگاه 7102

دانشگاه علم و صنعت هنگ کنگ

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۱۵
علیرضا بازارگان

نظرات  (۳)

سلام

چند روزی هست در اوقات فراغت گاهی به ایده این وبلاگ فکر میکنم،
هنوز کامل درک نکردمش..

گاهی دیدن یک فرد یک حس و روحیه ای را که در جوانی داشته ام برایم تداعی کرده،
گاهی دو رکعت نماز یک سری برهان ناب درونم را زنده کرده،
گاهی که توانسته ام خودم را به خدا بسپارم آنقدر همه چیز بوده که دیگر چنین نگرانی هایی نبوده..

البته، البته که این کار و این وبلاگ کارکردهای دیگری دارد حتماً که تنها نویسنده اش که چشم اندازش در ذهنش هست آن را خوب درک میکند،
ولی چون دلیلی که اینجا نوشته اید را نتوانستم خوب بفهمم، ترجیح دادم در حد توان نقدم را ارائه کنم..

و من الله التوفیق..
پاسخ:
سلام
می خواهم ان وبلاگ قبلی را خصوصی تر کنم، و این را رسمی تر.
تشکر که نقد می کنید
۲۲ مهر ۹۲ ، ۲۲:۴۲ مائده آسمانی
سلام
حس جالبیه ،اینکه به دنبال داشته برویم و دوباره ببینیمشون و آنها را نگهداری کنیم.
این تصمیم و تغییر مبارک باشه.
پاسخ:
سلام. از گم شدن مطالب می ترسیدم.
سلام

ان شاء الله آغاز به کار این وبلاگ هم برای خودتون پر از خیر و برکت باشه، هم برای خوانندگان! بنده همچنان مطالب خوب شما رو دنبال می کنم. ان شاء الله بتونم در حد وسعم استفاده کنم.

در پناه خدا، همیشه سربلند و پیروز باشید!
پاسخ:
سلام و تشکر فراوان. نظرِ شما، اولین نظر این مجموعه است. ان شاء الله دعای خیرت برایم مستدام باشد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی