علیرضا بازارگان

مکانی برای جمع آوری نوشتارهای پراکنده

علیرضا بازارگان

مکانی برای جمع آوری نوشتارهای پراکنده

نوشتارهایم پراکنده شده بود، بدین جهت، بر آن شدم که مکانی برای گردآوری آن چه لازم به حفظ می دانم درست کنم.

10. آنچه دوست می دارید شاید شر باشد

شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۲، ۰۴:۱۷ ب.ظ

تصورات ما انسان ها پیرامونِ خیر و شر، بسیار محدود و وابسته با مشاهداتِ اندک خودمان است. داستانِ زیر با لطافت موضوع را یادآوری می کند. باید دِل را به خدا سپرد و طلبِ خیر کرد. در غیرِ این صورت، حتی اتفاقاتی که ظاهرا بسیار نیکو هستند، می توانند در اصل دام باشند.

به قول حضرتِ مولانا "صد هزاران دام و دانه است ای خدا / ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا".

آیه ی 216 سوره ی بقره می فرماید «...چه بسا چیزی را خوش ‍ نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می‏داند، و شما نمی‏دانید.»



مردی عابد هر روز برای به جا آوردنِ نماز صبح، به مسجد می رفت. روزی لباس پوشید و راهی مسجد شد. در راه مسجد، در یک گودالِ گل آلود به زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. بلند شد، و به خانه بازگشت تا لباس تمیز به تن کند. پس از پوشیدنِ لباس تمیز دوباره زیرِ لب ذکری گفت و راهی مسجد شد. از قضا، مجددا در همان گودال به زمین خورد. او دوباره به خانه برگشت و پس از عوض کردنِ لباس با اراده ی قوی و نیت پاک به سوی مسجد بازگشت.

این بار، مردی که چراغی در دست داشت در کوچه به او پیوست و گفت: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم"

عابد از او تشکر کرد و به طرف مسجد روانه شدند. هنگام رسیدن به مسجد، مرد عابد داخل شد ولی مردِ چراغ به دست داخل نیامد. عابد او را به داخل دعوت کرد ولی مرد انکار کرد. عابد دلیل را جویا شد.

مرد گفت: "من اهریمن هستم. شما را در راه مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راه مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم ولیکن دوباره به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن نیت پاک، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم اگر باری دیگر زمین بخوری و به سمت مسجد بازگردی خدا گناهان تمام افراد دهکده ببخشید. از این رو سالم رسیدن شما به مسجد را تضمین کردم."


منبع: نامشخص

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۰۴
علیرضا بازارگان

اسلام

داستان

نظرات  (۱)

چیستی یا ماهیت راستینگی یا حق و بازتاب آن، نیکی یا خیر، به ابزار رشته خداوندی و با نگاه به آیینه زنگار ناگرفته خود یا ضمیر توان شناخت. به دیگر سخن این باشد که گر آدمی هر چند گنهکار، گوش به ندای دل دهد و شهوات را باز دارد، هر آینه در پیشامدها به شناخت راستینگی دست خواهد یازید. با این حال، هم نیکی و هم پلشتی یا شر دارای چگونگی یا کیفیت های زیاد هستند و هنر خداجویان همان گونه که در داستان آمده، همان پایداری به راستینگی ندای درون است هر چند آن به چگونگی خوشایندی بر آنان در برون ننماید.

این همان است که مولانا در داستان وزیر مکار کافر و مسیجیان، گوشزد کرده و زینهار میدهد که تقلید بدون گوش فرا دادن به ندای درون که رشته ناگسستنی به سرچشمه است، همانا یکی از نمودها یا چگونگی های پلشتی یا شر است. چنانچه آن وزیر با مومن و منزه نشان دادن خویش همه را مقلد خود ساخت و به گمراهی و راه اهریمن کشاند. همین گونه است که مولانا میگوید: "دل بدو دادند ترسایان تمام / خود چه باشد قوت تقلید عام / در درون سینه مهرش کاشتند / نایب عیسیش می پنداشتند / او بسر دجال یک چشم لعین / ای خدا فریاد رس نعم المعین / صد هزاران دام و دانه است ای خدا / ما چو مرغان حریص بی نوا "


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی